وصیت امام خمینی (ره)(مطلب ثابت)

پنجشنبه چهارم اسفند 1390 11:20 ق.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 

     

 

این متن از صفحات مختلف وصیت نامه امام (ره) نوشته شده است  :

 

بسم الله ارحمن الرحیم

این جانب روح الله موسوی خمینی که از کرم عضیم خداوند متعال با همه خطایا مایوس نیستم ، به عنوان نصیحت به نسل حاضر و نسل های عزیز اینده مطالبی هرچند تکراری عرض می نمایم و از خداوند متعال می خوام که خلوص نیت در این تذکرات عنایت فرماید :

وصیت این جانب به حوزه های علمیه ان ست که کرارا عرض نموده ام ، که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته اند و از هر راه ممکن برای این قصد شیطانی کوشش می نمایند و یکی از راه های با اهمیت برای مقصد شوم انان و خطرناک برای اسلام و حوزه های اسلامی نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه های علمیه است  که خطر بزرگ کوتاه مدت ان بد نام نمودن حوزه های است

واز همه نمایندگان خواستارم با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار کنند و همه کوشا باشند که قوانین خدای ناخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام اسمانی وفادارباشید تا به سعادت دنبا و اخرت نایل ایید

وصیت من به جوانان عزیز ،دانشسراها و دیرستان ها و دانشگاه ها ان است که خو دشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند و استقلال و ازادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد 

وصیت این جانب به گروه ها و کروهک ها و اشخاص که در ضدیت با این دولت و جمهوری اسلامی فعالیت می کنند اول به سران انها در خارج و داخل ان است که تجربه بلند مدتی که به هر راهی که ا قدام کردید و به هر طوتئه که دست زده اید و به هر کشور و مقامی و توسل کرده اید به شما ها که خود را عالم و عاقل می دانید باید اموخته باشد که مسیر یک ملت فداکار را نمی شود با ترور و انفجار و بمب و دروغ پردازیها بی سر و پا و غیره حساب شده منحرف  و هرگز هیچ حکومتی و دولتی را نمی توان با این شیوه های غیر انسانی و مطمئن  ساقط نمود  چطور و جدان یک انسان هر چه پلید باشد برای احتمال رسیدن به یک مقام یا میهن خود این گونه رفتار کند و به بزرگ و کوچک انها رحم نکند ؟

و بعد به هواداران داخلی و خارجی انها و صیت می کنم که با چه انگیزه جوانی خود را برای انان که اکنون ثابت است که برای قدرتمندان جهان خوار خدمت می کنند و از نقشه های انها پیروی می کنند و ندانسته به دام انها  افتاده اند  به هدر می دهید ؟ و با ملت خود در راه چه کسی جفا می کنید؟

و این جانب با انچه در ملت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق می بینم و امید  دارم که به فضل خدا خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملت منتقل شود و نسلا بعد نسل بر ان افزو ده گردد 

با دلی ارام و قلبی  مطمئن و روحی شاد  ضمیری و ضمیری امید وار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص ،و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم . و از خدای رحمان و رحیم می خواهم که عذرم را  در کوتاهی خدمت و غصور و تقصیر    بپذیرد 

و از ملت می خواهم که بداند  با رفتن یک خدمت گذار در سد اهنین خللی حاصل نه خواهد شد 

ولله نگهدار این ملت و مضلومان جهان است 

26/بهمن /1361

روح لله لاموسوی  الخمینی

                                   


برچسب ها: امام ، امام خمینی ، وصیت ، وصیت امام ، وصیت اما خمینی ، راهنمای اما خمینی ، وصیت نامه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه چهارم شهریور 1392 09:00 ب.ظ

 

فایل لایه باز بروشور زبان انگلیسی معرفی امام حسین و اربعین

جمعه یازدهم آبان 1397 06:11 ق.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
دانلود »  کلیک کنید
رمز : jadfyazd


آخرین ویرایش: جمعه یازدهم آبان 1397 06:09 ق.ظ

 

قدرت فضای مجازی !

پنجشنبه پانزدهم شهریور 1397 11:21 ق.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
چند وقت پیش بود که در ادامه ی انتقاد های مردمی ما هم یه مطلب نوشتیم در مورد سفره پر و پیمون ستاد اقتصاد مقاومتی یزد !


حالا اینبار و در اثر فشار های فضای مجازی جناب استاندار که به شهرستان مهریز اومده بودند دستور دادند تا همه میوه ها همون اول جلسه از روی میز برداشته بشه !

به این میگن قدرت مثبت فضای مجازی

آخرین ویرایش: پنجشنبه پانزدهم شهریور 1397 11:29 ق.ظ

 

رَائِحَةَ الرَّحْمَن و دلار های نفتی

سه شنبه بیست و سوم مرداد 1397 12:58 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
اگر روزی فرصتی پیدا شود حتما کتاب "نامردی های بشر" را خواهم نوشت ، لابد قطور ترین کتاب تاریخ خواهد شد ...

صفحه اول را از برادر کشی فرزند ناخلف آدم شروع خواهم کرد ، از ظلم های روا داشته شده به انبیا الهی توسط مستکبرین هر عصر خواهم گفت ، از کارگران له شده در روند ساخت اهرام مصر و کاخ های پادشاهان ، از دختران زنده به گور شده ، از خاکستر های ریخته شده بر چهره اشرف مخلوقات و تهمت های عمرعاصی به علی و تاختن اسب ها بر پیکرهای مقدس اولیا الهی ، از چنگیز و اسکندر که بگذرم به  قرون جدید میرسم ، از بومیان رنگین پوستی که به خون کشیده شدند تا در میان سرزمینشان تندیس آزادی نصب شود می نویسم ، از ناپلئون و هیتلر و جنگ های جهانی و چندصد هزار نفر که قربانی  روئیدن ناگهانی یک قارچ سمی در هیروشیما و ناکازاکی شدند!

از پهلوی و ساواک و صدام هم خواهم نوشت از غواص های دست بسته و از اسیرانِ تشنه زنده به گور شده ، از پرواز 655 ایران ایر ، از غزه خواهم نوشت و صبرا و شاتیلا و میانمار

و به امروز خواهم رسید ، به یمن ، سرزمین آزادگان !

از جنگ فقیر ترین کشور عرب با ائتلاف تا دندان مسلح سعودی-امریکایی ، از رویارویی یک ملت با حیواناتی که نه انسانیت دارند نه دین دارند و نه حتی به نژاد نگاهی می کنند! از نبرد خنجر ها و جنگنده ها ، از ملتی که جرمش این بود که می خواست مستقل باشد ، از کیف هایی که سازمان ملل(!) با منت فراوان به کودکان یمنی هدیه داده بود و چند روز بعد اغشته به خون همان کودکان در صحرا رها شد !

 از سازمان مللی خواهم گفت که عربستان رئیس شورای حقوق بشرش بود و از دبیر کل محترمی که جلو چشم همه دنیا تلویحا گفت اگر عربستان سعودی از فهرست سیاه ناقضان حقوق کودک سازمان ملل خارج نمی شد، میلیون ها دلار کمک مالی خود به این سازمان را قطع می کرد...

عکس ده ها کودکِ دانش اموزِ ضحیان را حتما در کتاب چاپ خواهم کرد و خواهم نوشت که جهانی که برای اعدام یک تروریست در یک کشور مخالف ماه ها اشک تمساح می ریخت از دیدن این تصویر فقط برای لحظاتی در شوک فرو رفت ! و لابد ثانیه هایی بعد با استشمام بوی دلار های نفتی از شوک بیرون آمد !

در جدول آمار و ارقام خواهم آورد که به اعلام صلیب سرخ جهانی در دسامبر 2017  از 27 میلیون جمعیت یمن 77 درصد مردم  به کمک فوری نیاز داشتند ، 60 درصد آنها آب کافی نداشتند ، 12 درصد از سو تغذیه شدید رنج می بردند ولی هنوز و هنوز در محاصره هوایی و زمینی و دریایی بودند !

از خونی که لابد بی رنگ بود و ملتی که از نظر اقایان محکوم به بندگی ولی حاضر نبود در بند کسی باشد...

اما به یقین می دانم که اخر  فصلِ سرزمین اویس  هم چنان تمام خواهد شد که پایان فصل فرعون ها و یزید ها و هیتلر ها و صدام ها تمام شده بود ...

این خاصیت رائحه الهی و عطر بهشتی است که بر بوی لار های نفتی غلبه خواهد کرد

و در صفحه اخر بالای عکس یاران خدا خواهم نوشت :

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
آخرین ویرایش: - -

 

مردم کمک می خواهند نه نمک!

یکشنبه چهاردهم مرداد 1397 04:02 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
چند روز پیش به لطف فعالیت بچه های انقلابی در فضای مجازی کلیپی کوتاه از مصاحبه ای قدیمی را دیدم  مربوط به دوران نوپایی انقلاب اسلامی ، روزگار هجوم وحشیانه صدام ، دوران مانور منافقین در کوچه پس کوچه های پایتخت و دوران فشار سنگین مشکلات اقتصادی بر گرده مردمی که تنها جرمشان ایستادن پای جمهوری اسلامی بود

 رئیس جمهور منتخب ملت مرحوم شهید رجایی ، در خانه ای چنان ساده که در شان  همان روح بزرگ معلمی بود ، در مصاحبه باخبرنگار خاطره ی برخورد با سفره ای اشرافی در یکی از روزهای مسئولیت را چنین شرح می داد:الان که ما سمت داریم و پست داریم چون با مردم صحبت می کنیم که صبر کنید  ان شالله حل می شود طاقت بیاورید ، درست نیست که خودمان کمتر از همه طاقت داشته باشیم ، از خودم پرسیدم اینکه به مردم می گفتی راست میگفتی یا اینکه کاری که اینجا میکنی؟اصرار کردم که سفره را از این رنگین بودن بیرون بیاورند

امروز جمهوری اسلامی از سال های ابتدایی دهه ی شصت فرسخ ها جلوتر آمده ، نه خبری از صدام است ، نه رجوی و نوچه هایشفرصتی برای رجز خوانی دارند  و نه سایه جنگی بر سر مردم است ، اما فشار اقتصادی همچنان سنگین است و رهایی از این اخرین حربه ی دشمن همچنان رجائی ها را می طلبد


دیروز اتفاقا تصویری بالا را دیدم ، جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی استان یزد با حضور استاندار محترم و مسئولین دیگر!

از خودم پرسیدم ، و این سوالی است که همه ی این مردم از خودشان می پرسند ، کجای این جلسه به اقتصاد مقاومتی می خورد؟! شباهت این ستاد با ستاد های فرماندهی دفاع مقدس کجاست؟ کجای این تصویر حکایت از شور و شعور لازم برای حماسه آفرینی در جنگ اقتصادی را می دهد؟

اتفاقا همانطور که انتظار می رفت تصویر به سرعت در شبکه های مجازی دست به دست شد تا نمکی مضاعف بر زخم مردم مستضعف بپاشد ، مردمی که برای ایستادن در مقابل تروریست های اقتصادی الگو می خواهند و کمک ، نه نمک!

جناب استاندار ، به ولله گمان می کنم اگر با دیدن این میز جلسه را لغو و محل را ترک می کردید اثرش بر سایر مسئولین حاضر در نشست و روحیه افرینی اش برای مردم خسته از مشکلات به غایت در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی مفید تر بود تا تصمیم های احتمالی که پای این میز برای مقاومت اقتصادی گرفته شود !

حقیقتا مسئولین برگزاری این جلسه و افراد حاضر پشت میز لحظه ای با خود نیاندیشده اند که تاثیر تصاویر مخابره شده از این جلسه بر خانواده هایی که از همه طرف مورد هجوم بی رحمانه بیکاری و گرانی و رکود و تبلیغات منفی دشمان نظام قرار گرفته اند چیست؟

یا اینکه نفوذی ها و تروریست های اقتصادای به عمد به دنبال ناامید کردن مردم و ایجاد یاس و بدبینی نسبت به انقلاب اسلامی هستند و مقامات ارشد هم به روال معمول این دولت از این توطئه ها بی خبرند؟

در هرحال ، باید بدانیم و میدانیم عبور از این پیچ سخت ولی تعین کننده تاریخی روح بزرگ ، ژرف اندیشی فراوان و نکته بینی دقیق می خواهد ، رجایی و بهشتی و باهنر می خواهد ، با شعر و شعار و نشست و ستاد چیزی حل نمی شود ...



برچسب ها: علی یوسفی نسب ، استانداری یزد ، استانداری ، دانشگاه فرهنگیان ،
آخرین ویرایش: یکشنبه چهاردهم مرداد 1397 04:13 ب.ظ

 

تجمع اعتراضی مردم مشهد

جمعه دوازدهم مرداد 1397 11:03 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
تجمع اعتراضی مردم و طلاب مشهد پس  از نماز جمعه در اعتراض به #گرانی و وضعیت #معیشتی مردم

منبع : صرفا جهت اطلاع


پی نوشت : چقدر این حرکت ها این روزها لازمه ، لازمه که قشر مذهبی و انقلابی در کنار طبقات مردم عادی باشند تا هم حساب کار دست مسئولین بیاد و هم دشمنان مرفه و بی درد نتونن نماینده مردم بشن و شکاف ایجاد کنند

آخرین ویرایش: جمعه دوازدهم مرداد 1397 11:05 ب.ظ

 

تاملی در کنکور و ضرورت یافتن جایگزین

چهارشنبه دهم مرداد 1397 05:14 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
نتایج مهم ترین رقابت تحصیلی سال 97 هم بالاخره منتشر شد و  بالغ بر یک میلیون دانش آموز به همراه چند میلیون نفر از خانواده و اطرافیانشان نتیجه تلاش های چند ساله خود را از طریق کارنامه منتشر شده در سایت سازمان سنجش مشاهده کردند

رقابتی که حالا وارد پنجاهمین سال خود شده و در همه ی این سال ها بخشی از سرنوشت علمی کشور را تعیین تکلیف کرده است

کنکور هرچند در اثر گسترش ظرفیت دانشگاه ها و رشد فرهنگ عمومی دیگر حساسیت و هیجان سابق را ندارند  ولی همیچنان جنجالی و پر بحث است

1- همانطور که گفته شد با گسترش ظرفیت دانشگاه ها و همچنین عدم وجود بازار کار برای فارغ التحصیلان غالب رشته های دانشگاهی این روز ها برخلاف سابق رقابت اصلی نه بر سر رسیدن به دانشگاه های دولتی بلکه صرفا بر سر رشته های است که از بازار کار مطمئن تری برخوردارند
 دانشگاه های بورسیه دار از قبیل علوم قضایی ، دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه علوم انتظامی ... و رشته های خوشنامی مثل حقوق ، روانشناسی ، پزشکی ، مهندسی ها و ... از جمله موارد پر طرفدار سال های اخیر بوده اند

2- متاسفانه افزایش ظرفیت دانشگاه ها بدون توجه به نیاز های واقعی کشور و بدون توجه به پیوند صنعت و دانشگاه موج بزرگی از جوانان فارغ التحصیل و اکثرا فاقد مهارت های لازم برای زندگی اجتماعی را به وجود  آورده که پس از سال ها تحصیل و کسب مدرک و با توقع پیدا کردن مشاغل متناسب با تحصیلات به جامعه وارد می شوند ولی نهایتا اگر خوش شانس باشند و به لشکر بیکاران نپیوندند با مسافر کشی یا مغازه داری می توانند بخشی از زندگی خود را بچرخانند

3- عیلرغم اتفاق نظر دانشجویان ، دانشگاه ها ، متولیان امر آموزش ، کارشناسان ، مشاوران و آحاد مردم مبنی بر بی ثمر بودن این شکل ورود دانش آموزان به دانشگاه ها و تاکیدشان بر اثرات منفی کنکور بر فرد و جامعه ، این رقابت بیهوده اموزشی سال هاست که به حیات خود ادامه می دهد و نیت خداحافظی ندارد ، چرا و چگونه ؟ چندان مشخص نیست!


4- دانش آموزان کنکوری که تقریبا از سال های ابتدایی دبیرستان همه ی فعالیت های اموزشی و پرورشی خود را حول محور کنکور دیده اند و حالا از رسیدن به رشته های مورد علاقه باز مانده اند طبیعتا دچار سرخوردگی از گذشته ، نا امیدی از حال و اضطراب از آینده خواهند شد ، نقش خانواده ها و رسانه های گروهی در کاستن از این فشار بیهوده و دادن اطمینان به دانش اموز که کنکور صرفا یکی از فرصت ها بوده و نه رقابت مرگ و زندگی بسیار مهم و اثر گذار است ، هرچند در اغلب موارد خانواده و رسانه ها خود باعث فشار بیشتر به دانش آموز می شوند!

به نظر می رسد یکی از وظایف مسئولین و جامعه در تحقق تحول نظام آموزشی و کارآمد کردن همزمان مدارس و دانشگاه ها ، پیدا کردن جایگزینی مناسب برای این غول نامیمون اموزشی است ...

لینک انتشار یاداشت در خبرگزاری الف


برچسب ها: کنکور ، دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه فرهنگیان یزد ، علی یوسفی نسب ، روانشناسی و مشاوره ،
آخرین ویرایش: یکشنبه چهاردهم مرداد 1397 04:15 ب.ظ

 

بازگشت به خانه ی متروکه !

دوشنبه هشتم مرداد 1397 09:36 ق.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
بسم الله

7 سال از ساخت این وبلاگ گذشت

اوایل تابستان سال 90 بود که وبلاگ رو ساختم و شروع به نشر مطالب سیاسی فرهنگی ( بعضا نوشته های خودم و غالبا اخبار منتشر شده در بقیه سایت ها) کردم

برای مدتی همزان در سایت هادی نت و هم میهن هم فعال بودم و گروه اصولگرایان رو در اون دو شبکه اداره می کردم
با اومدن واتس اپ و تلگرام و اینستاگرام به اونجا رفتم و کانال ها و گروه های مختلفی رو ساختم ، در حال حاظر گروه @jadfyazd  و پیج @aliyo77 رو دارم
اینها در کنار درس و کنکور و دانشگاه باعث شد چندان به ارائه مطلب در وبلاگ نرسم ، حالا که کنکور و یک سال از دانشگاه به خوبی گذشت و امکانات حضور در دنیای مجازی ( نه صرفا جزیره های تلگرام و اینستاگرم ) فراهم شد و به دلایلی که در مطلب سال قبل هم گفتم نیت دارم از این به بعد این وبلاگ رو حفظ کنم و البته بنا ندارم ناپختگی ها و نابسامانی هایی که در مطالب قبلی به اقتضای سنم داشتم رو اصلاح کنم اما از اینجا به بعد رو ان شاالله صرفا مطالب نوشته ی خودم خواهم بود

دو شنبه 8 مرداد 97

آخرین ویرایش: دوشنبه هشتم مرداد 1397 09:47 ق.ظ

 

برای محسن حججی به مناسبت روز پاسدار

جمعه سی و یکم فروردین 1397 12:29 ق.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 

#نفهمیدند

روزت مبارک پاسدار ! روز تو و همه ی کسانی که دارند در هر لباسی پاسداری می کنند ، پاسداری از چی؟ یه عده نمی فهمند ؟ تعجبی نیست ، هیچ وقت هم نمیتونن بفهمند ، مگه فهمیدند چرا سی و چند ساله هنوز ابراهیم کانال کمیل رو ترک نکرده؟ مگه فهمیدند هوای چی به سر چمران زد که همه چیز رو ول کرد و اومد اینجا وسط میدون جنگ ؟ مگه فهمیدند فهمیده ی سیزده ساله چی رو فهمید که از همه ی سال های باقی مونده عمرش دل کند ؟ مگه فهمیدند اندرزگو و نواب برای چی مبارزه می کردند؟ مگه فهمیدند فضل الله نوری برای چی همه ی زندگیش رو جلوی مشروطه ای که حاصل دست رنج خودش بود گذاشت؟ اصلا مگه اینها فلسفه ی خود عاشورا رو فهمیدند که حکمت فرزندان عاشورا رو بفهمند؟

کجا کار ما گیر همراهی این جماعت بوده و کجا به ما کمک کردند ؟ اصلا کجا زخم زبان نزدن و کجا سنگ اندازی نکردند که امروز غمگین و دلسرد از زخم ها و خنجر های از پشتشون باشیم؟

ما بدون حمایت اینها بلند شدیم ، بدون حمایت اینها رفتیم و بدون حمایت اینها به اینجا رسیدیم ، به ما یاد دادند هرجا فتح و ظفری بود کار خدا بود ، خرمشهر رو خدا آزاد کرد ، شن های طبس مأمور خدا بودند ، همیشه خدا بود ، از اینجا به بعد هم خدا هست ...


برچسب ها: پاسدار ، روز پاسدار ، شهید حججی ، ابراهیم هادی ، محسن حججی ،
آخرین ویرایش: - -

 

باز هم پلمپ

شنبه بیستم آبان 1396 08:00 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 

به پلمپ کردن عادت کرده اند !

فرقی ندارد سال هشتاد و دو باشد و مذاکرات سعد آباد ، سال نود و چهار باشد و برجام یا سال نود و شش باشد و کیهان ! فکر کرده اند ضعف دیپلماسی خارجی را می توان با عقب نشینی داخلی جبران کرد ! هنوز نفهمیده اند همه چیز بهانه است بلکه اصل نظام نشانه است ! هنوز نفهمیده اند همانطور که آمریکا با پلمپ تاسیسات هسته ای دست از دشمنی با این ملت بر نداشت امارات هم با پلمپ کیهان دست از خباثت بر نخواهد داشت !

دیروز در هیاهوی گفت وگوی تمدن ها «محور شرارت» نامیده شدیم و امروز در میان گرد و غبار پای کوبی های برجام «ملت تروریست» ولی برخی هنوز نفهمیده اند به گرگ ها نمی توان لبخند زد !

آخ که چقدر هزینه ها کمتر می شد اگر این جماعت می فهمیدند « اشک کباب موجب طغیان آتش است » حاج حسین شریعتمداری تاوان چه را پس می دهد ؟ آیا پاسخ یک تیتر که فقط نقل قولی از مسئولین انصارالله یمن است توقیف است ؟

می گویند منافع ملی ! حقیقتا تیتر ساده یک روزنامه منافع ملی ما را به خطر می اندازد یا اینکه شیخی وسط مذاکرات حساس هسته ای پشت میکروفون رسمی جلو چشم دشمنان بگوید «خزانه ما خالی است» منافع ملی را یک تیتر بر باد داد یا اینکه در گرماگرم انتخابات برای دوتا رأی بیشتر کلنک برداری و به جان پایه های نهضت بیوفتی؟

شیخ نشینان دوبی بخواهند یا نخواهند موشک های مقاومت یمن شهر های متجاوزان را آرام نخواهد گذاشت ! تاوان تجاوز محور سعودی را با لبخند نمی توان داد ، عاقبت این نبرد مشخص است ، همانطور که در سوریه و عراق مشخص بود ولی سوال اینجاست که چرا کسانی که کباده ی دیپلماسی می کشند همیشه چند قدم از حاج حسین عقب ترند ؟

چهار سال پیش که حاجی ما می گفت مذاکره با آمریکا دیوانگی است با انواع و اقسام توهین ها و برچسب های «کم سواد» و «بیکار» نواخته می شد ، ولی حالا آقایان خودشان مذاکره با آمریکا را دیوانگی می خوانند !

بناست هربار کشور چقدر هزینه بدهد تا آقایان با سواد بفهمند اشتباه کرده اند ؟


آخرین ویرایش: - -

 

حاج سعید

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1396 08:47 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
با ارزش تر از پایی که در جنگ با صدام دادی آبرویی بود که در جنگ با منافقین داخلی دادی ...

پ.ن: این امتیاز پای مصنوعی اگه برای بعضی سیاست مداران بود خدا میدونه چه استفاده هایی نمی کردند ولی از پای دکتر
جلیلی حتی یه عکس هم پیدا نمی کنید ...



پ.ن دو : جلیلی در آستانه انتخابات نود و دو مسئول
مذاکرات هسته ای بود ، کافی بود یک دهم امتیازاتی که آقایون در برجام دادند رو می داد تا هشت سال ریاست حمهوریش قطعی بود ! ولی برای اون منافع ملت در اولویت بود نه منافع خودش ، جلیلی آمریکا و کشور ترامپی ها رو خوب می شناخت

آخرین ویرایش: پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1396 08:49 ب.ظ

 

بیچاره مردم

پنجشنبه بیستم مهر 1396 10:35 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 


حالا همه به حرف ما رسیدند ...

 بیچاره مردم که فکر فتح الفتوح و دلار هزار تومانی و گلابی های شجره خبیثه برجام بودند !

چقدر گفتیم آمریکا قابل اعتماد نیست ...

 شیخ حسن که از این چهار سال ضرری نکرد !

ریاست جمهوریش رو کرد کلاسش رو گذاشت باهاش مانور داد دوباره رأی آورد...

آخرین ویرایش: پنجشنبه بیستم مهر 1396 10:42 ب.ظ

 

گفت و گو با دکتر توکلی

پنجشنبه پنجم مرداد 1396 05:32 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
دیروز صبح با دکتر توکلی صحبت می کردم
حالت صمیمی و شدت مردمی بودن تیشون در میان سیاسیون کشور برام جالب بود ،

بیست دقیقه ای صحبت کردند ، گفت و گو با جناب توکلی ثابت کننده همین بود که آنچه جوان در آیینه نبیند پیر در خشت خام می بیند ... مسائلی که من گفتم و در نظر داشتم غالبا معطوف به روش ها بود .

اینکه چقدر خوبه یک پارلمان مجازی داشته باشیم ، اینکه چقدر لازمه داشتن کانال های سیاسی امّا به ظاهر غیر سیاسی و امثال این .
اما آنچه دکتر خواستند مد نظر داشته باشم خود انتقادیِ مربوط به ماهیت رفتار ما با مردم بود ، ضعف نگاه ما به اونها ، مثالی از قران آوردند و گفتند مردم تا همدل نباشند همراه نخواهند شد ،

البته گفتند که جریان رقیب ضعف های ما رو بیشتر داره اما اونها نمایشگران بهتری هستند

مواردی که من از دید تبلیغاتی گفتم رو ایشون ضمن تائید بُعد تبلیغاتی موضوع با این دید بررسی کردند که اگر ما فلان ضعف رو نداشتیم این تبلیغات اینقدر تأثیر گذار نبود .

پ.ن: با توجه به اینکه نباید به دوستان مخالف فرصت سو استفاده داد از نوشتن مسائل و نقد ها و مثال های دقیقی که ایشون گفتند معذورم ولی به نظرم خوبه که همه ی ما انقلابی ها انقلابی بودن رو یاد بگیریم هر چه ما صالح تر بشیم صالحان جامعه بیشتر هم همراه خواهند شد

پ.ن.دو: احمد توکلی وزیر کار ، سخنگوی دولت ، نماینده مردم تهران در مجلس ( در سابق ) مسئول خبرگزاری الف و رئیس دیدبان عدالت و شفافیت ( اکنون

برچسب ها: یوسفی ، یوسفی نسب ، علی یوسفی نسب ، احمد توکلی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه پنجم مرداد 1396 05:34 ب.ظ

 

شروع دوباره

پنجشنبه بیست و دوم تیر 1396 11:40 ق.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 


بسم الله الرحمن الرحیم

از روزی که وبلاگ وطن ساخته شد تا امروز مدت زیادی میگذره ، خیلی زیاد ، شش سال ، اما از حدود یکی دو سال اخیر هم به دلیل شدت گرفتن درس ها هم به دلیل فعالیت در اینستاگرام ، تلگرام ، واتس آپ ، هم میهن و ... خیلی کم تر به وبلاگ سر زدم

اما در واقع حساب وبلاگ با همه ی این شبکه های اجتماعی فرق داره ، اگر اونها رو به یک سخنرانی یا مناظره تشبیه کنیم ، وبلاگ در مثال یک "کتاب" هست ، جایی که دغدغه ی لایک و ممبر وجود نداره ، مطالب ماندگار هستند ، سازماندهی شده هستند و مشوش نیست

به همین دلایل تصمیم دارم از فردا که این مطلب رو در وبلاگ منتشر می کنم یک سر و سامانی به وبلاگم بدم و بعد از این فعال تر باشم ، البته با تفاوت هایی ، با تجربه بیشتر و نویسندگی پخته تر ، ان شاءالله

20 تیر ماه 1396


آخرین ویرایش: - -

 

در سوگ پیشوا

شنبه سیزدهم خرداد 1396 08:53 ق.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 

◾️ بخشی از شاهکار حسین قدیانی در سوگِ بزرگِ معاصر ◾️

بالکن حسینیه جماران یا بلندای سپهر، فرقی نمی‌کند؛ خمینی بلد است برای ما دست تکان دهد، بلد است دیده‌های ما را بارانی کند، بلد است در دل ما، توفان به پا کند، بلد است هوای انقلابش را داشته باشد، بلد است مشت به دهان استکبار بکوبد، بلد است ساده سخن بگوید، بلد است «کلمه..‌الله هی‌العلیا» به دیوارش بکوبد، حتی این را هم بلد است که همچنان از خود بگذرد و بگوید خدا. خدا، خدا، خدا... و باز هم خدا! ...

اساسا میزان و ملاک انقلاب اسلامی، امام است و «امام» نمی‌میرد! اگر هر چه فریاد دارند بر سر منتقد بکشند، خمینی همیشه زنده جواب می‌دهد؛ «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» ...

خیال بعضی‌ها تخت که شناسنامه ما امام خمینی است. آنها باید بپذیرند که جمله «تا مبارزه هست، ما هستیم»، یکی از جملات حضرت روح‌الله است و این دیگر به این حقیر کمترین ربطی ندارد که امام انقلابی ما هرگز نگفت؛ «تا صلح و سازش هست، ما هستیم!» پس بی‌تعارف، آنها خسته از مثلا افراط و تندروی من و ما نشده‌اند، بلکه کمی تا قسمتی، خسته از

ادامه مطلب
آخرین ویرایش: پنجشنبه بیست و دوم تیر 1396 10:43 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 75 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...