این قصه ، قصه پر غصه ایست

دوشنبه ششم مهر 1394 07:50 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 
این قصه ، قصه پر غصه ایست

چندی پیش عزیزی گفته بود مردم زمان جنگ از جانشان گذشتند ، مسئولین ببینند چکار کرده اند که حالا این مردم از یارانه شان نمی گذرند.

عزم ملی چیست؟ مدیریت جهادی به چه معناست؟ این دو گوهر گران بها را چگونه باید به دست اورد؟ کدام یک نتیجه دیگریست؟

گویند مادری نزد امام مهربانمان رفت ، عکس پسر اولش را از زیر چادر بیرون اورد و به حضرت روح الله نشان داد و از اسم و سن و زمان شهادتش گفت ، بعد عکس پسر دوم ، به سومین  که رسید دید شانه های خمینی کبیر در حال لرزیدن است ، عکس ها را دوباره زیر چادر پنهان کرد و گفت "چهار فرزندم را دادم که اشکت را نبینم" (مادرن شهیدان جوادنیا/iqna.ir )

اگر بخواهیم درک کنیم که چه می شود که مادران یک ملتی خود فرزندانشان را به اغوش گلوله دشمن بفرستند و هنگام به خاک سپردن عزیزانشان خم به ابرو نیاورند ، اگر بخواهیم از حیرت در اییم که چطور می شود  جماعتی برای قدم گذاشتن در میدان مین از هم سبقت بگیرند ، اگر بخواهیم ریشه فرمول " ایثارگری حداکثری - توقع حداقلی" را بیابیم ، باید به زندگی نامه سرداران جبهه نبرد رجوع کنیم

مگر نه اینکه " الناس علی دین ملوکهم (حدیث یا ضرب المثل / islamquest.net ) " ؟!

همرز حاج ابراهیم همت تعریف می کرد

" حاجی داشت حرف می زند و سبزی پلو رو با تن ماهی قاطی می کرد . هنوز قاشق اول رو نخورده رو به عبادیان کرد و پرسید :

عبادی ! بچه ها شام چی داشتند؟

عبادی : همین غذا

- واقعا ، جون حاجی؟

- ( نگاهش را دزدید ) گفت : تن ماهی رو فردا ظهر می دیم 

حاجی غذا را برگرداند . عذا در گلویم گیر کرد

- حاجی جون ، به خدا فردا ظهر این غذا را به همه اونها هم می دیم

حاجی همین طور که کنار می کشید گفت : به خدا من هم فردا ظهر می خورم! "

از این دست روایت ها کم نداریم . هم رزم شهید خرازی می گفت :

"حاج حسین و راننده اش هر دو ترکش خورده بودند ، خون فواره می زد . با سرعت به سمت حاجی رفتیم تا به او کمک کنیم . حاجی اما تند تند با سر و دست اشاره می کرد به راننده اش و می گفت : اول اون ، اول اون ، اون زن و بچه داره، امانته دست من..."

هر گاه  مدیریت جهادی امد عزم ملی متولد خواهد شد و قرار گرفتن این دو کنار هم حتما شاه  کلیدی است که مشکلات را حل خواهد کرد .

عزم ملی که امد ، مدیریت جهادی که بود ، و این هردو انگاه که زیر سایه ولی فقیه قرار گرفت ، 30 کشور دنیا هم کاری از پیش نبردند ، حالا امریکا چه غلطی می تواند بکند جز اینکه از عصبانیت بمیرد؟

گفتیم مدیریت اگر جهادی شد عزم ملی خواهد امد اما ایا ملت باید دست روی دست بگذارند و منتظر باشند تا مدیریت جهادی خود به خود شکل بگیرد ؟! این منطقی است؟!

پاسخ قطعا منفی است ، مگر مدیرانی که بناست مدیریت جهادی کنند جزء از دل این ملت بیرون می ایند؟ اصلا مگر مدیران زیر مجموعه ای از این ملت نیستند؟

قطعا امروز هستند در میان مدیران ما کسانی که مدیریت جهادی می کنند و قطعا هستند کسانی که اگر فرصت مدیریت بیابند جهادی مدیریت خواهند کرد . اما حمایت از ان دسته اول و فرصت دادن به این دسته دوم وظیفه کیست جزء همین ملت ؟ ایا نباید در انتخابات ها  انتخاب های منطقی حاصل از تحقیق و مطالعه جایگزین انتخاب هایی با معیار های کاذب و بر اساس احساسات غیر منطقی شود؟ چطور می توان مسئولان بی کفایت را انتخاب نمود و انگاه از ولی فقیه توقع حل تمام مشکلات داشت؟ مگر ولی فقیه می تواند دیکتاتوری به حق داشته باشد؟



آخرین ویرایش: دوشنبه ششم مهر 1394 08:48 ب.ظ

 
یکشنبه پانزدهم مرداد 1396 04:17 ب.ظ
I'm amazed, I have to admit. Rarely do I encounter a blog that's equally educative and interesting,
and let me tell you, you have hit the nail on the head.
The issue is an issue that too few men and women are speaking intelligently about.
Now i'm very happy I came across this during my hunt for something concerning this.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر