تبلیغات
وطن - نامه ای به هاشمی، امیدوارم کردید

نامه ای به هاشمی، امیدوارم کردید

جمعه سیزدهم فروردین 1395 09:49 ب.ظنویسنده : علی یوسفی نسب

 


اقای هاشمی ، امیدوارم کردید

می نویسم برای یار سال های قدیم انقلاب و نامه را "با سلام" اغاز می کنم

جناب اقای رفسنجانی سلام علیکم

همیشه و در همه جریانات اختلاف میان مجریان وجود دارد

اما در طول سال های یک انقلاب ، در طی عمر مبارزین، گاهی اتفاقاتی رخ می دهد که قلب ها را به اتش می کشد

روی گرداندن یک انقلابی از مسیر خودش از جمله این اتفاقات است، از جمله ان غم هایی که هست ...

وقتی به این سال های اخیر از زندگی شما نگاه می کنیم، شمایی که زمانی نامتان چهره هر چه ضد انقلاب بود از غربی ها تا سلطنت طلب ها و تا فتنه گران را از عصبانیت سرخ می کرد ، یک سوال اساسی ذهنمان را فرا می گیرد ، اصلا بگذار بگویم ذهنمان را اشغال می کند چون اگر دست خودمان بود حاضر بودیم جان دهیم اما به این سوال اجازه تشکیل در افکارمان را ندهیم ، کاش پیش از این ها این سوال را در نطفه خفه می کردید

"ایا هاشمی، هاشمی است؟"

چه کنیم که نمی توانیم پاسخ دلخواه دهیم ، حقیقت تلخ است اما این هاشمی ان هاشمی نیست

اگر گفتیم دیروز چهره دشمنان را سخنانتان بر افروخته و سرخ می کرد ، امروز صورتشان گل انداخته اگر سرخ شود از سخنانتان

بهانه ام برای تخلیه انچه در دلم بود بر کاغذ،تلنگر جدید رهبریست

اقای هاشمی به خود ایید

سخنران دیدار مداحان نه حسین شریعتمداری بود نه حمید رسایی بود نه محمود احمدی نژاد و نه یک جوان نسل سومی

اقای هاشمی به یاد می اورید"ایشان الان محور اساسی هم برای حیات انقلاب و هم امنیت کشور هستند و ایشان مرکز مدیریت کشور هستند و ما هم باید به ایشان کمک کنیم" ؟ این سخنان 8 ماه قبل شماست (جهان نیوز)

گفتم امیدوارم کردید ، چرا؟ به خاطر ان تکذیبیه که بر سایت ها امد میگویم

می گویند سیاستش بود ، ماست مالی کرد و ...

نمی دانم شاید راست می گویند اما دلم نمی خواهد قبول کند

دوست دام اینطور تفسیرش کنم ، هاشمی هنوز وجدانش نمیگذارد واضح مقابل رهبری قرار بگیرد، هاشمی هنوز دوست ندارند واضح روی حرف ولی فقیه اش حرف بزند، این نشانه خوبی است ، هاشمی هنوز اب از سرش رد نشده

حضرت اقای رفسنجانی

دلمان لک زده برای سخنان انقلابیتان

یکبار دیگر انقلاب کنید، مگر نه اینکه بزرگترین انقلاب ها از درون خود اغاز می شود ؟

یک بار دیگر پشت میکرفون بنشینید ، بگویید مردم اینها که دیدید کابوس بود ، خواب بعد از اذان بود،تکذیبش کنید، بگویید من کنار اقا هستم ، بگویید من همانم که نامم لرزه بر تن بی بی سی می انداخت ، برخیزید و کفتارهایی که دورتان جمع شده اند را متواری کنید...

چقدر برایتان حرف دارم حاج اقا...

ولی بگذار با این جمله طلایی کیهان که به برخی ها گفت کیهان نسبت به هاشمی دلسوز تر از شماست جمعش کنم ، جانباز راه انقلاب،باور کن ما منتقدان نسبت به شما از هواداران امروزتان دلسوز تریم

علی یوسفی نسب

آخرین ویرایش: جمعه سیزدهم فروردین 1395 10:14 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر